على محمدى خراسانى
7
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
و . . . معانى خاص خود را دارند ، بهصورت ثلاثى مجرد باشد معنايى دارد ، ثلاثى مزيد در هر بابى معناى خاصى را تداعى مىكند و . . . . دانستن اين ويژگىها در حدّى كه استنباط احكام بر آن متوقف باشد ، لازم است . اگرچه دانستن همهء قواعد صرفى و نحوهء ساختن صيغ مختلف و مانند آن ضرورت ندارد . ج : دانش نحو : علم نحو عبارت است از آگاهى به قواعد فراوانى كه توسط آنها امورى از قبيل احوالات اواخر كلمات از جهت اعراب و بناء ، منصرف و غيرمنصرف بودن ، عوامل و غيرعوامل ( كلماتى كه در مابعد خود عمل مىكنند و كلماتى كه عامل نيستند ) . عوامل لفظى و معنوى ، عوامل قياسى و سماعى و . . . ولى دانستن اينها براى فقيه در مقام استنباط نقشى ندارد امّا شناخت احوال اواخر كلمات از جهت رفع و نصب و جر ، شناخت موقعيت و جايگاه مفردات جمله از جهت فعل ، فاعل ، مفعول ، مبتدا ، خير ، ظرف ، جار و مجرور و . . . ، و شناخت تركيب و تأليف صحيح مفردات منثوره و پراكنده تا از انها كلام منسجم و كاملى فراهم آيد و مفيد معناى مورد نظر باشد ، لازم است . مثل آگاهى از انواع اسمها ، اقسام فعلها ، انواع حروف و معانى گوناگون آنها ، آگاهى از انواع جملههاى خبرى و انشائى ، جملههاى حمليه و شرطيه ، حصريه ، استثنائيه ، غائيه ، وصفيه و . . . آگاهى از مداليل مطابقى و تضمنى و التزامى جملات و كلمات و . . . براى فقيه لازم است . ه : سه علم معروف بلاغت يعنى معانى و بيان و بديع : عمده در علوم ادبيات عرب سه علم لغت و صرف و نحو است كه تاكنون اشاره شد و به گفتهء جناب احمد بن على بن مسعود در كتاب مراحالارواح « 1 » « اعلم انّ الصرف امّ العلوم و النحو ابوها » دو دانش صرف و نحو پدر و مادر دانشهاى ديگر است . امّا سه علم ديگر عربيت يعنى علوم بلاغت چندان مورد حاجت فقيه نيست و دخالت مهمى در اجتهاد و استنباط احكام ندارند ، آرى برخى از مباحث علم معانى و بيان دخيل است از قبيل شناخت انواع حصر حقيقى و اضافى ، قصر صفت بر موصوف يا موصوف بر صفت و . . . ، و از قبيل شناخت حقيقت و مجاز و تشبيه و انواع معانى مجازى و حقيقت ادعائيهء سكّاكى كه نسبةً مهم است ولى اين بحثها در خود علم اصول فقه مورد توجه قرار گرفته است و لذا آگاهى از علوم بلاغت و فصاحت در فصيح و بليغگوئى دخيل است نه در اصل استنباط احكام شرعىِ فرعىِ كلّىِ الهى . آرى براى متخصص ادبيات عرب ، آگاهى تخصصى از اين علوم ضرورت دارد . 2 . دانش منطق منطق راه و رسم صحيح فكر كردن و درست استدلال كردن است تا در مقام تصوّر از معلومات تصوّرى خاص و با چينش ويژهاى استفاده كنيم . براى تبديل يك مجهول تصوّرى به معلوم تصوّرى ، و نيز در مقام تصديق از مبادى و مقدمات و صغريات و كبريات مخصوص با چيدمان ويژهاى بهره بگيريم تا
--> ( 1 ) . مراحالارواح ، ص 4 .